دوره و شماره: دوره 11، شماره 2، دی 1404 
تعداد مقالات: 12

اثر کاربرد زغال بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی گیاه مریم گلی (Salvia officinalis L.) تحت تنش کادمیوم

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2054994.1127

معصومه مهدوی، محمد مقدم

چکیده این مطالعه با هدف بررسی اثر سطوح مختلف زغال حاصل از چوب اقاقیا بر برخی خصوصیات رشدی، محتوای اسانس و جذب عناصر غذایی گیاه مریم گلی تحت تنش کادمیوم انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح مختلف زغال (0، 1 و 2 درصد وزنی خاک هر گلدان) و تنش کادمیوم در سه سطح 0، 30 و 60 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک بود که بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار در گلخانه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد انجام گردید. نتایج حاصل نشان داد افزایش غلظت کادمیوم موجب کاهش معنی‌دار رشد گیاه مریم گلی از نظر ارتفاع، قطر ساقه، تعداد شاخه فرعی، سطح برگ،تعداد برگ، زیست توده و رشد ریشه گردید. تنش کادمیوم همچنین سبب کاهش محتوای اسانس و مقدار عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم و افزایش میزان آهن، منگنز و کادمیوم در اندام‌های هوایی گیاه مریم گلی شد. استفاده از زغال با کاهش انتقال کادمیوم از ریشه به اندام‌های هوایی و بهبود جذب عناصر غذایی، اثرات مضر کادمیوم بر رشد گیاه را کاهش داد. در گیاهان تیمار شده با افزایش غلظت زغال، میزان اسانس سرشاخه‌های گل‌دار مریم گلی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. بیشترین اثر ذغال روی خصوصیات رشدی، میزان اسانس و غلظت عناصر غذایی در بالاترین غلظت استفاده شده (2 درصد وزنی خاک هر گلدان) و در گیاهان تحت تنش شدید کادمیوم مشاهده گردید.

مروری بر تنوع فیتوشیمیایی ترکیبات اسانسی گونه های جنس آویشن

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2055059.1129

عزیزاله خیری، حسین ربی انگورانی، نازگل حکمی

چکیده جنس آویشن (Thymus ssp) ازجمله گیاهانی با پراکنش مدیترانه‌ای می باشد این گیاه حدود ۳۵۰ گونه دارد و در ایران ۱۴ گونه گیاه معطر و چند ساله دارد که بیشتر در مناطق کوهستانی رشد می کند و با دارا بودن بیش از 20 نوع ترکیب شیمیائی عمده شناخته‌شده تاثیر مهمی در درمان و سلامت و صنایع مختلف دارد. درصد اسانس آویشن بین 0.8 تا 1.4 متغیر می باشد و بیشترین اجزاء آن شامل ترکیبات فنلی، مونوترپن‌ها و سسکوئی‌ترپن‌ها می‌باشد. تیمول جزء اصلی ترکیبات فنلی در گیاه آویشن است. از برگ آویشن در فرآورده های غذایی و همچنین از اسانس گیاه در نوشیدنی‌ها و صنایع دارویی, بهداشتی و آرایشی استفاده متنوعی می‌شود. روغن آویشن دارای خواصی نظیر ضد اسپاسم, بادشکن, ضدقارچی, ضد باکتریایی, ضدعفونی کننده, ضد کرم, ضد رماتیسم, خلط آور, آنتی اکسیدان, نگهدارنده طبیعی غذا و تأخیر دهنده پیری پستانداران می باشد. اسانس آویشن از جمله ده اسانس معروف می باشد که جایگاه خاصی در تجارت جهانی دارد در این پژوهش مروری کلی بر تحقیقات و یافته های علمی بویژه گونه ها و تنوع مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی جنس آویشن می باشد تا کنون تحقیقات زیادی بر روی این جنس صورت گرفته است ولی به لحاظ تنوع بالای گونه های این جنس و همچنین اثرات اقلیمی و اکولوژیک متنوع و زیر گونه های فراوان ویژگی‌های فیتوشیمیایی بسیار متنوع در این جنس جمع بندی مناسبی در این خصوص وجود ندارد امید است با جمع بندی یافته های محققین بتوان افقی جدید در بررسی گونه های اندمیک ایران و ارقام پربازده جهانی گشود.

تاثیر تنش کم‌آبیاری و محلول‌پاشی با گاما آمینو بوتیریک اسید و اسپرمین بر رشد و برخی صفات فیزیولوژیکی ریحان رقم ویولتا (Ocimum basilicum var. Violeta)

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2073245.1155

لمیا Lamia، مریم سرخسی، ,وحید سرابی

چکیده چکیده: به‌منظور بررسی تنش کم‌آبیاری (ظرفیت زراعی، 50 و 30% ظرفیت زراعی) و محلول‌پاشی با گاما آمینو بوتیریک اسید (گابا) و اسپرمین (بدون محلول‌پاشی و 3 میلی‌گرم در لیتر) و کاربرد توام آن‌ها بر رشد و برخی صفات فیزیولوژیک ریحان آزمایشی اجرا گردید. بالاترین بیوماس گیاه در تیمار آبیاری در شرایط ظرفیت زراعی همراه با محلول‌پاشی همزمان اسپرمین و گابا مشاهده شد. بیشترین محتوای کلروفیل a، کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم در تیمار آبیاری در شرایط ظرفیت زراعی مشاهده شد. تیمار‌های آبیاری در شرایط ظرفیت‌ زراعی و 50% ظرفیت ‌زراعی موجب افزایش محتوای کلروفیل b و نیتروژن شد. آبیاری در 30 درصد ظرفیت زراعی موجب افزایش محتوای پراکسید هیدروژن، مالون دی‌آلدئید و افزایش پرولین شد. هرسه ترکیب مورد استفاده در محلول‌پاشی ( گابا، اسپرمین و مخلوط گابا + اسپرمین) موجب افزایش محتوای کلروفیل b، نیتروژن و پتاسیم شد. محلول‌پاشی همزمان گابا و اسپرمین موجب کاهش محتوای پراکسید هیدروژن و مالون دی‌آلدئید و افزایش محتوای کلروفیل a، پرولین، فنل، کلسیم، منیزیم، فسفر و محتوای اسانس در گیاه گردید. محتوای اسانس در تیمار آبیاری در 50% ظرفیت زراعی افزایش یافت. 16 جزء در اسانس ریحان شناسایی شد. متیل چاویکول (8/42-42/38 %) بیشترین جزء شناسایی شده در اسانس بود که بیشترین مقدار آن در تیمار آبیاری در 30 درصد ظرفیت زراعی با محلول‌پاشی همزمان گابا و اسپرمین مشاهده شد. نتایج حاصل از بررسی حاضر نشان‌دهنده‌ی تاثیر مثبت کاربرد همزمان گابا و اسپرمین بر صفات مورد مطالعه در گیاه تحت تنش کم‌آبیاری بود.

مقایسه اجزای تشکیل دهنده اسانس، محتوای فنل و فلاونوئید کل موجود در اندام برگ و گل گیاه پولک (Stachys schtschegleevi)

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2065915.1148

سعید حضرتی، زهرا موسوی

چکیده با توجه به رشد روزافزون تقاضا برای گیاهان دارویی و اهمیت فزاینده آن‌ها در جامعه جهانی، مطالعه حاضر به بررسی ترکیبات شیمیایی اسانس و محتوای فنولی اندام‌ گل و برگ گیاه Stachys schtschegleevi (پولک) از خانواده نعناعیان، پرداخته است. نمونه‌های گیاهی از منطقه جلفا جمع‌آوری شده و اسانس‌ها با استفاده از دستگاه کلونجر استخراج گردید. آنالیز ترکیبات شیمیایی اسانس‌ها با استفاده از کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‌سنج جرمی (GC-MS) انجام شد. نتایج نشان داد که درصد اسانس در اندام گل 39 درصد بیشتر از برگ بود و تجزیه و تحلیل اسانس‌ها منجر به شناسایی 61 ترکیب در گل (39/98 درصد از کل ترکیبات) و 49 ترکیب در برگ (73/98 درصد از کل ترکیبات) گردید. و ترکیبات غالب در اندام گل شامل germacrene D (69/20 درصد)، α-cadinol (51/9 درصد)، α-muurolene (16/7 درصد)، n-hexadecanoic acid (93/5 درصد)، thymol (41/5 درصد)، spathulenol (77/4 درصد)، α-pinene (62/4 درصد) و β-pinene (4 درصد) بود و همچنین ترکیبات غالب اسانس برگ پولک شامل α-pinene (98/12 درصد)، germacrene D (92/11 درصد)، α-cadinol(90/7 درصد)، thymol (91/6 درصد)، n-hexadecanoic acid (82/4 درصد)، spathulenol (44/4 درصد) و α-muurolene (22/4 درصد) بودند. ارزیابی ترکیبات فنولی نشان داد که میزان فنل کل و فلاونوئید در گل (8/81 و 5/3 میلی‌گرم بر گرم عصاره خشک) بیشتر از برگ (10/56 و 3 میلی‌گرم بر گرم عصاره خشک) بود. بنابراین، اندام گل پولک به دلیل داشتن درصد اسانس بالاتر و غنای بیشتر در ترکیبات فنولی، برای کاربردهای صنعتی، به‌ویژه در زمینه اسانس‌گیری، مناسب‌تر از اندام برگ محسوب می‌شود.

ارزیابی اثر ضدباکتریایی عصاره اتانولی برگ کنار (Ziziphus spina-christi) بر باکتری‌های گرم مثبت و گرم منفی در شرایط آزمایشگاهی

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2060837.1141

غلامرضا شریفی، فرح ناز ضیائی پور، حمیدرضا اخوان، رضا حاجی محمدی فریمانی

چکیده استفاده بی‌رویه و غیراصولی از ترکیبات ضدمیکروبی، سبب بروز سویه‌های نوپدید مقاوم به داروهای رایج شده‌اند. به همین دلیل ضروری است منابع جدیدی برای مبارزه با عوامل بیماری‌زای میکروبی، کشف و معرفی گردد. هدف این مطالعه بررسی اثر ضدباکتریایی عصاره اتانولی برگ کنار بر چهار باکتری اشریشیا کلی، استافیلوکوکوس اورئوس، استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس و کورینه‌باکتریوم گلوتامیکوم می‌باشد. غربال‌گری اولیه اثر ضدباکتریایی عصاره برگ کنار با روش انتشار دیسک انجام شد. در گام بعد، حداقل غلظت مهارکنندگی با استفاده از روش رقت‌سازی در میکروپلیت تعیین گردید و حداقل غلظت کشندگی نیز با کشت میکروبی مشخص شد. بر اساس نتایج، بیشترین اثر ضدباکتریایی عصاره برگ کنار بر کورینهباکتریوم گلوتامیکوم مشاهده شد. نتایج آزمون رقت‌سازی در میکروپلیت نشان داد که حداقل غلظت مهار کنندگی برای تمامی باکتری‌ها به جز اشریشیا کلی، غلظت 75 میلی‌گرم بر میلی لیتر عصاره می‌باشد. کمترین درصد زندهمانی در کورینه‌باکتریوم گلوتامیکوم و استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس مشاهده شد. حداقل غلظت کشندگی دو باکتری اشاره شده برابر با 150 میلی گرم بر میلی‌لیتر بود. در مقابل، غلظت 300 میلی گرم بر میلی‌لیتر به عنوان حداقل غلظت کشنده اشریشیا کلی تعیین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد عصاره اتانولی برگ کنار دارای خاصیت ضدباکتریایی قابل توجه بخصوص بر باکتری‌های گرم مثبت مورد مطالعه در این پژوهش داشت و می‌توان از عصاره اتانولی برگ کنار به عنوان منبع طبیعی برای توسعه داروهای ضدباکتریایی جدید استفاده کرد.

تاثیر روش استخراج، نوع و غلظت حلال و زمان استخراج بر محتوای فنل کل، فلاونوئید کل و فعالیت ضداکسایشی عصاره‌های خرفه و کنار

https://doi.org/10.30470/jmpb.2025.2060452.1140

غلامرضا شریفی، فرح ناز ضیائی پور، حمیدرضا اخوان، رضا حاجی محمدی فریمانی

چکیده گیاهان دارویی به واسطه داشتن ترکیبات زیست فعال مانند فنل‌ها و فلاونوئیدها، به عنوان منابع مهم ضداکسایشی شناخته می‌شوند که می‌توانند در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌ها موثر باشند. ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی به دلیل داشتن خواص ضداکسایشی، ضدالتهابی و ضدسرطانی، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. روش‌های استخراج عصاره گیاهان، به ویژه نوع حلال، درصد حلال و زمان استخراج، تاثیر قابل‌توجهی بر میزان و نوع ترکیبات استخراج شده دارند. در این پژوهش تاثیر روش‌های مختلف استخراج شامل خیساندن و امواج فراصوت، نوع و غلظت حلال (اتانول و متانول در غلظت‌های 50 و 70 درصد) و زمان استخراج (5 و 10 دقیقه) بر محتواهای فنل و فلاونوئید کل و خاصیت ضداکسایشی عصاره‌های گیاهان خرفه و میوه و برگ کنار مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز آماری از آزمایش‌های فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با دو تکرار استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشینه محتوای ترکیبات فنلی در عصاره گیاه خرفه با استفاده از روش خیساندن و حلال متانول 70% و زمان استخراج پنج دقیقه به دست آمد. همچنین، بیشترین محتوای فلاونوئید کل در عصاره برگ کنار در شرایط مشابه به دست آمد. در مورد فعالیت ضداکسایشی، بیشترین فعالیت در عصاره برگ کنار با استفاده از حلال اتانول 70% و زمان استخراج 10 دقیقه به دست آمد. این مطالعه نشان داد که بهینه‌سازی شرایط استخراج می‌تواند به طور قابل‌توجهی بر کارایی استخراج ترکیبات مفید از گیاهان دارویی تاثیر بگذارد و موجب تولید عصاره‌هایی با خواص ضداکسایشی قوی‌تر شود.

بررسی سازوکارهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و تعدیل سیستم دفاع آنتی‌اکسیدانی گیاه دارویی کبر (Capparis spinosa L.) در پاسخ به تنش خشکی

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2086857.1173

زهرا رادمنش، فرید شکاری، محمدحسن عصّاره، برناردو پاسکال اسپانا

چکیده به‌منظور ارزیابی پاسخ‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهچه اکوتیپ‌های مختلف گیاه دارویی کبر (Capparis spinosa L.) به تنش خشکی، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط آزمایشگاهی در سال 1402 در آزمایشگاه تجزیه کیفی بذر مؤسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال کرج اجرا گردید. در این مطالعه، بذرهای متعلق به نه اکوتیپ بومی کبر شامل استان اردبیل (مغان)، استان البرز (کرج)، استان ایلام (مهران)، استان خراسان شمالی (بجنورد)، کرمانشاه (دالاهو) و خوزستان (رامهرمز، هندیجان، ماهشهر و اهواز) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تنش خشکی با استفاده از پلی‌اتیلن گلیکول 6000 در سطح پتانسیل اسمزی 6- بار اعمال گردید. نتایج نشان داد که تنش خشکی موجب افزایش معنی‌دار مالون‌دی‌آلدئید از حدود 5/6 به 3/11 نانومول بر گرم وزن تر و پراکسید هیدروژن از 1/3 به 0/6 میکرومول بر گرم وزن تر گردید، در حالی‌که کلروفیل کل از 35/0 به 21/0 میلی‌گرم بر گرم وزن تر کاهش یافت. در مقابل، محتوای پرولین (7/12 تا 8/45 میکروگرم بر گرم وزن تر)، فنل کل (6/2 تا 6/3 میلی‌گرم گالیک اسید بر گرم وزن تر) و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (38 تا 47 درصد مهار DPPH) افزایش معنی‌داری نشان دادند. مقایسه اکوتیپ‌ها نشان داد که در شرایط بدون تنش، اکوتیپ‌های کرج و مغان دارای بیشترین پایداری فیزیولوژیکی بودند، در حالی‌که تحت تنش خشکی اکوتیپ‌های ماهشهر و هندیجان با دارا بودن کمترین شاخص‌های آسیب اکسیداتیو و بیشترین تجمع ترکیبات حفاظتی به‌عنوان اکوتیپ‌های متحمل معرفی شدند. به‌طور کلی، نتایج بیانگر نقش کلیدی سیستم آنتی‌اکسیدانی و تنظیم اسمزی در سازگاری گیاه کبر به شرایط خشکی می‌باشد.

تاثیر گاما آمینوبوتیریک اسید و پرولین بر صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه دارویی بابونه آلمانى تحت تنش خشکی

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2072887.1154

عزیزاله خیری، فاطمه مهیا پوریوسف، محسن ثانی خانی

چکیده تاثیر کاربرد پرولین و اسید گاما آمینوبوتیریک (گابا) بر خصوصیات کمی و کیفی بابونه (Matricaria chamomilla L.) تحت تنش کم‌آبیاری در شرایط گلخانه‌ای مورد ارزیابی قرار گرفت. تیمارهای آزمایش شامل دو سطح آبیاری( 70 و 100 درصد ظرفیت زراعی) به‌عنوان فاکتور اصلی و دو سطح پرولین (5/0 و 1 میلی‌مولار) و اسید گاما آمینوبوتیریک (گابا) (5/0و 1 میلى‌مولار) به همراه شاهد (آب مقطر) به‌عنوان فاکتورهای فرعی به‌کار برده شدند. نتایج نشان داد بیشترین مقدار کلروفیل a (40/1 میلی‌گرم برگرم) در سطح آبیاری 100 درصد ظرفیت زراعی با پرولین 1 میلی‌مولار مشاهده شد. کاربرد برگی 5/0 میلی‌مولار پرولین در سطح آبیاری 70 درصد ظرفیت زراعی، بیش‌ترین مقدار فنل (78/4 میلی‌گرم اسید گالیک بر یک گرم وزن خشک) و بیش‌ترین مقدار آنتی‌اکسیدان کل (75/51 درصد) را موجب شد. بیش‌ترین مقدار فلاونوئید (49/1 میلی‌گرم کوئرستین بر گرم وزن خشک گیاه) در تیمار اسید گاما آمینوبوتیریک (گابا) 5/0 مولار بدست آمد و بیش‌ترین وزن هزار دانه (148 میلی‌گرم) در پرولین 1 میلی‌مولار در تنش آبی 100 درصد ظرفیت زراعی نسبت به شاهد حاصل شد. در این آزمایش تیمار 5/0 میلی‌مولار پرولین و 5/0 میلی‌مولار گابا بهترین نتایج را در تعدیل اثرات تنش خشکی داشتند.

بهینه‌سازی تراریختی به واسطه آگروباکتریوم در بنگدانه (Hyoscyamus niger)

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2077690.1159

رقیه احمدپور، بهرام ملکی زنجانی، قاسمعلی گروسی، رحیم حداد، رضا فرجامی نژاد

چکیده تکنیک‌های مدرن کشت بافت و تراریختی ژنتیکی نقش بسزایی در دستکاری مسیرهای بیوسنتزی و افزایش تولید متابولیت‌های ثانویه در گیاهان دارویی دارد. با اینکه، روشی بهینه برای تراریختی گیاه دارویی بنگدانه ارائه نشده است اما با دستکاری عوامل موثر بر تراریختی مبتنی بر آگروباکتریوم تومه‌فسینس که یکی از روش‌های موثر در تراریختی و اصلاح ژنتیکی است، می‌توان فراوانی باززایی و تراریختی سلول‌های گیاهی را افزایش داد. در این مطالعه، به منظور دستیابی به یک پروتکل کارآمد برای بهبود کارآیی انتقال ژن به گیاه بنگدانه، سه فاکتور اصلی سویه آگروباکتریوم تومه‌فسینس (EHA105، GV3101 و LBA4404)، نوع ریزنمونه (برگ و دمبرگ) و روش تراریختی (اگرواینوکولیشن، اگرواینفکشن، اگرواینجکشن و اگروسونیکیشن) مورد بررسی قرار گرفت. با بهینه‌سازی شرایط مناسب برای انتقال ژن به بنگدانه مشخص شد که ریزنمونه‌های دمبرگ تلقیح شده با سویه LBA4404 به روش اگروسونیکیشن و اگرواینوکولیشن به ترتیب دارای بیشترین درصد کالوس‌زایی و جنین‌زایی بودند. اما نتایج حاصل از رنگ‌آمیزی هیستوشیمیایی gusA نشان داد که از بین گیاهچه‌های مقاوم به هیگرومایسین تنها گیاهچه‌های حاصل از ریزنمونه‌های برگ تلقیح شده با سویه LBA4404 آگروباکتریوم تومه‌فسینس حامل ناقل pCAMBIA1304 به روش اگرواینفکشن، به رنگ‌آمیزی X-glue پاسخ مثبت داده و حاوی رنگ‌دانه‌های آبی بودند و بیشترین درصد تراریختی با فراوانی 74/21 درصد را به خود اختصاص دادند. صحت انتقال ژن‌های gusA و hptII در گیاهچه‌های تراریخت احتمالی با استفاده از واکنش PCR و RT-PCR مورد تایید قرار گرفت. بنابراین، با بررسی عوامل مهم موثر بر تراریختی به واسطه آگروباکتریوم تومه-فسینس می‌توان به روشی کارآمد برای تراریختی ژنتیکی در گیاه بنگدانه دست یافت.

بررسی اثر زمان برداشت بر برخی ترکیبات فیتوشیمیایی و تغییرات کمیت و کیفیت اسانس گیاه دارویی رزماری(Rosmarinus officinalis L.)

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2081099.1165

مریم ذوالفقاری، مهسا مریدی

چکیده رزماری (Rosmarinus officinalis L.) گیاهی دارویی، چندساله و همیشه‌ سبز از خانواده نعناعیان(Lamiaceae) است که به دلیل غنی بودن از ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی و ترپنوئیدی، از اهمیت دارویی و صنعتی بالایی برخوردار است. سازگاری رزماری با شرایط محیطی مختلف، توجه محققان را به عنوان منبعی غنی از ترکیبات ارزشمند جلب کرده است. این پژوهش با هدف بررسی اثر زمان برداشت بر رشد، ویژگی‌های فیتوشیمیایی، عملکرد، کمیت و کیفیت اسانس رزماری انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تیمار تاریخ برداشت شامل فروردین، خرداد و تیرماه و 5 تکرار در طی سال زراعی 02- 1401 در مزرعه رزماری شهرستان گتوند استان خوزستان انجام گرفت. آنالیز اسانس با استفاده از GC–MS انجام شد. طبق نتایج تجزیه واریانس اثر زمان برداشت بر وزن تر و خشک گیاه، فلاونوئید، درصد و عملکرد اسانس معنی‌دار بود و بر میزان فنل کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی معنی‌دار نبود. بیشترین وزن تر و خشک گیاه در خردادماه، بیشترین میزان فلاونوئید در فروردین‌ماه و بیشترین درصد و عملکرد اسانس در تیرماه به‌دست آمد. ترکیب شیمیایی اسانس در زمان‌های مختلف برداشت تغییر کرد و فراوانی نسبی برخی ترکیبات اصلی تحت تأثیر زمان برداشت قرار گرفت. آنالیز اسانس در مجموع 30 ترکیب را شناسایی کرد که مهم‌ترین ترکیبات شامل آلفا-پینن، بورنئول، بورنیل‌استات و کامفور بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که زمان برداشت یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر کمیت و کیفیت اسانس رزماری بوده و برداشت در تیرماه برای تولید اسانس تحت شرایط اقلیمی استان خوزستان مناسب‌ترین زمان است.

بررسی پنج تاکسان مهم در کالوس های سرخدار تحت تیمار الیسیتورهای کیتوزان و جاسمونیک اسید

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2085111.1171

راحله گرزی، عزیزاله خیری، زهرا قهرمانی، محسن ثانی خانی

چکیده تاکسان ها ترکیبات دی ترپنوئیدی با خاصیت دارویی هستند که از گونه های مختلف سرخدار (Taxus baccata) بدست می آیند. از بین تاکسان‌ها، تاکسول به عنوان مهم‌ترین تاکسان و در درمان بسیاری از سرطان‌ها کاربرد دارد. به علت مقدار بسیار اندک این ترکیب در گیاه سرخدار، از روش‌های جایگزین برای تولید تاکسول استفاده می‌شود. یک روش جایگزین و سازگار با محیط زیست برای تولید تاکسول و دیگر تاکسان‌ها، کشت کالوس و کشت سلول گیاهی می‌باشد. برای افزایش تولید تاکسان‌ها در کالوس‌های کشت شده از راهکارهای مختلفی از جمله استفاده از الیسیتورها می‌توان بهره برد. در این پژوهش از الیسیتورهای کیتوزان (mg/l 50 و30 ،10) و جاسمونیک اسید (Mµ 150و100 ،50) در سه تکرار و در محیط کشت B5 حاوی هورمونهای 2-4-D، کاینتین، جیبرلین، اکسیدان ، ساکارز و آگار، در شرایط تاریکی در اتاقک رشد به مدت 21 روز نگهداری شدند. میزان تاکسول، 10-دِ استیل باکاتین III، باکاتین III، 10-دِ استیل تاکسول و سفالومانین به عنوان مهم‌ترین تاکسان‌های شناخته شده با استفاده از دستگاه HPLC مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد بیشترین مقدار تاکسول و 10- دِ استیل باکاتین III در تیمار جاسمونیک اسید 100 میکرومولار، بیشترین مقدار باکاتین IIIدر تیمار کیتوزان 50 میلی‌گرم در لیتر، بیشترین مقدار 10- دی استیل تاکسول در تیمار جاسمونیک اسید 50 میکرومولار و بیشترین میزان سفالومانین در نمونه شاهد، مشاهده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که کاربرد هدفمند الیسیتورهای جاسمونیک اسید و کیتوزان می‌تواند استراتژی موثری برای هدایت مسیر متابولیکی تولید تاکسان‌های باارزش در کشت کالوس سرخدار باشد.

بررسی بیوانفورماتیکی مکانیزم‌های تنظیمی چندلایه‌ای دخیل در بیوسنتز تانشینون در گیاه دارویی مریم گلی چینی (Salvia miltiorrhiza)

https://doi.org/10.30470/jmpb.2026.2080597.1163

نرگس یازرلو، محمد مهدی تقوایی، محمد محسن زاده گلفزانی، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی

چکیده هدف این مطالعه بررسی شبکه ی تنظیمی چندلایه حاکم بر بیوسنتز تانشینون در Salvia miltiorrhiza از منظر برهم‌کنش‌های ژن microRNA –، فاکتورهای رونویسی و عناصر سیس بود. توالی‌های mRNA سه ژن کلیدی مسیر (CPS1، KSL1 و CYP) از بانک اطلاعاتی NCBI بازیابی شد. مجموعه توالی‌های microRNA از miRBase گردآوری گردید و پیش‌بینی ژن های هدف با نرم‌افزار psRNATarget انجام شد. ساختار شبکه با Cytoscape ترسیم شد. توالی‌های پروموتر (~2000 جفت‌باز بالادست) استخراج و برای پیش‌بینی جایگاه‌های اتصال فاکتورهای رونویسی به PlantRegMap و PlantCARE ارسال و نتایج برای نمایش گرافیکی در TBtools پردازش شد. تحلیل‌ها ۲۵۲ microRNA از ۲۸ خانواده را به‌عنوان هدف‌گیرنده ی این سه ژن شناسایی کرد ( ۸۴: CPS1، ۹۰ :KSL1، ۷۹:CYP). خانواده‌های غالب شامل miR781/miR319/miR482 برای CPS1، miR156/miR902 برای KSL1 و miR2630/miR399 برای CYP معرفی شدند. برخی miRNAها (مثلاً miR7492 و miR482) هم‌زمان چند ژن مسیر را هدف گرفتند که نمایانگر همکاری miRNAها و قابلیت تقویت مهار پسارونویسی است. پیش‌بینی جایگاه‌های فاکتور رونویسی نشان‌دهنده شمارگان بالای اتصال (387:KSL1 ،240: CPS1، 159: CYP) با حضور خانواده‌های WRKY، ERF، MYB، bZIP و Dof بود. عناصر سیس پاسخ‌دهنده به نور، ABA، MeJA و جیبرلین در پروموترها فراوان بودند. یافته‌ها نشان می‌دهد بیوسنتز تانشینون تحت کنترل یک شبکه ی هماهنگ رونویسی و پسارونویسی است که امکان تنظیم پویا و هم‌تنظیم پاسخ به سیگنال‌های محیطی و هورمونی را فراهم می‌آورد. ژن‌ها و miRNAهای شناسایی‌شده، اهداف مناسبی برای اعتبارسنجی تجربی (ChIP-qPCR، EMSA) و مهندسی متابولیک با ابزارهایی نظیر CRISPR/RNAi جهت افزایش تولید تانشینون ارائه می‌کنند.